حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
پيشگفتار 13
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
مجوسيان مغلوب ناخوشايند و مرگبار بود ، و به طور كامل به تسلط دهقانان مجوسى اهل ذمّه ، در منطقه دشت قم پايان داد ، ليكن موجبات برآمدن جامعهاى نو ، و ساختهشدن شهرى بود ، كه در مدتى كمتر از يك قرن ، و طى چند سده ، به يكى از مراكز و حوزههاى علم و انديشه تبديل گرديد ، و تأثيرات آن از محدوده جغرافيايى ايران فراتر رفت . نكته قابل توجه در پايان اين ماجرا ، كه نشان از شرافت و بزرگوارى و دور انديشى و پايبندى به دستورات شرعى و دينى غالبان اشعرى دارد ، اين كه آنان تنها به مجازات نقض كنندگان عهد و ميثاق پرداخته ، و دامنه عقوبت و مجازات را به ديگر مجوسيان مغلوب ، و كشاورزان مزدبگير ، و املاك و زمينها ، و ديگر اموال آنها تسرى نداده ، بلكه با آنها به نيكى رفتار نمودند ، و آنان را به رفتار انسانى در كنار خود وعده داده و اميدوار ساختند ، و به نوشته قمّى : ( پس اميران عرب مردم را دلخوشى دادند ، و بخير و نيكى درباره ايشان وعدهها دادند . پس مقيم شدند و استقامت يافتند ، و از سر طمأنيت و أمن ساكن شدند ) . از ديگر نشانههاى پايبندى و تعهد اشعريان به عهدنامه نخستين ، آن كه از آنجايى كه عهد نامه تنها شامل گروه مهاجرين نخستين ، يعنى عبد الله و برادرش احوص و برخى از فرزندان و وابستگانشان بود ، آنان در فترت ميان امضاى عهدنامه و نقض آن ، هرگز پذيراى ديگر افراد خاندان اشعرى ، و تيرههاى گوناگون آنان در قم نشدند ، بلكه تنها پس از غلبه بر قم ، و بدست گرفتن اختيار آن ، از عموزادگان خود براى هجرت به قم ، و سكونت در كنار خود دعوت به عمل آورند ، قمّى در تاريخ قم در دو موضع به اين دعوت اشاره دارد : نخست : در فصل دوم از باب چهارم ، مىگويد : ( راوى گويد : كه چون عبد الله و احوص مقيم شدند ، نامه نوشتند به پسران عمّ خود سائب بن مالك ، و ايشان را از دولت و تمكّن و منزل و مقام خود آگاه كردند ، و ايشان را بجانب خود دعوت كردند ، پس مجموع بجانب عبد الله و احوص عزيمت نمودند ، و متوجه شدند ) و در موضع ديگر : در اين باره به تفصيل بيشترى سخن گفته ، و مىگويد :